الشيخ حسين المظاهري
86
سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى)
« نمىشود » در قاموس انسان راه ندارد . اگر بخواهد حتماً مىشود . اگر بخواهد قطعاً مىتواند و مىداند . ( وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعي ) « 1 » در تاريخ هم مكرّر ديده شده است كه انسانهايى سرتا پا گناه بودند ، اما خواستند و همّت كردند و طولى نكشيد كه به مقامات والائى رسيدند . فقط با يك جذبه از طرف خداوند و يك همّت از طرف خودشان منازل سير و سلوك را به خوبى طى نمودند . استقرار نظام مقدّس جمهورى اسلامى در ايران ، مرهون ارادهء حضرت امام خمينى ( قدس سره ) و ياران و پيروان ايشان است . اگر مثالى براى تقدّس اراده نداشتيم جز همين مثال ، مىتوانستيم بگوييم كه نمىدانم ، نمىشود و نمىتوانم ؛ در قاموس انسان جايگاهى ندارد . زيرا اگر بخواهد مىداند ، مىتواند و مىشود . سير در تاريخ و مطالعهء احوال گذشتگان ، بيانگر اين مطلب است كه همهء خذلانها ، محروميتها و شكستها ، از ارادهء ضعيف نشأت مىگيرد . انسانهاى ضعيف الاراده ، در بحرانها يا فرصتهائى كه براى آنان پديد مىآيد ، بسيار مفتضحانه شكست مىخورند . مثال افرادى همچون عمرو بن عاص و عمر سعد در تاريخ فراوان است . آن دو نفر در مقابل پيشنهاد شيطانى كه در دو زمان جداگانه از سوى دشمنان خداوند دريافت كرده بودند ، از اوّل شب تا صبح فكر كردند ولى دانسته خود را جهنّمى نمودند و خود اقرار كردند كه نمىتوانيم از رياست و پول بگذريم . يعنى ارادهء ضعيف ، قدرت تصميمگيرى صحيح را از آنان سلب كرده بود و با علم به سقوط و تباهى براى ارضاى صفات رذيلهاى چون پول پرستى و رياست طلبى ، به سوى جهنّم شتافتند . حتّى قرآن كريم عدم موفّقيت حضرت آدم ( ع ) در امتحان الهى را ناشى از ميزان عزم و ارادهء آن حضرت برمىشمرد :
--> ( 1 ) . النجم / 39